تبليغاتX
دنیای سرد

دنیای سرد
دلم رمیده شد و غافلم من درویش ××× که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
سلام به خدا ............

سلام به همه شما عزیزان .........

زندگی چه درسی به شما یاد داده ؟ لطف کنین به هر شکلی که تجربه داشتین و درس گرفتین بگین.   در این همه سال از زندگی هرچی یاد گرفتم نمیدونم چرا فکر میکنم همش پوچ بوده.چرا میخوام ازشون استفاده کنم نمیشه. شاید اصلان چیزی یاد نگرفتم نمیدونم.ایا هرچیزیرو که در زندگی یاد گرفتیم رو میشه ازش استفاده کرد؟

ای کاش مرگ اسون بود ای کاش میشد راحت خودکشی کرد ای کاش ........

زندگی دسته خودمونه بله اینکه هر جوری که بخوایم میچرخه درست خودمون میسازیمش خودمون میچرخونیمش ولی شاید واسه بعضی ها دست سر نوشت نذاره اونطوری که میخوان به چرخه شاید همش باید به فکر این باشن که واسه اینکه بقیه ناراحت نشن و نمیشه تنهاشون گذاشت باید خودشون رو واسه انها گذاشت شاید نباید خودت باشی شاید واسه خودت نیستی که به خوای واسه خودت زندگی کنی ..........

به امید دیدار مجدد ......... یا حق .

[ دوشنبه سی ام خرداد 1390 ] [ 1:51 ] [ یه بنده خدا ]
سلام به خدای مهربان که هرچه دارم ازآن اوست.....

سلام به همه شما عزیزانی که همیشه لطف داشتین که سر میزدید و نظر میدادید مرسی از همه شما .......چه گویم از خود که هیج شده ام دراین جهان دراین دنیا که از زیبای زشتی بدی خوبی هیچ شده ام ...

درگیر یک صدای هستم که نمیدانم از کجا میاید درگیر تاریکیی شدم که نمیدانم چطور میشه ازش گذشت درگیر خودم شده ام به کجا میخوام برم راهم را گم کرده ام از کی بگم از کجا باید بروم از صداهای اطرافم خسته شده ام یادم رفته کی هستم یادم رفته چه کارهایی کردم دارم از خودم فرار میکنم هرچی میرم جلو تر همه چی تاریک تر میشه هرچی میخوام حرف بزنم زبونم بسته میشه هرچی میخوام بگم دیگه طاقت این همه درد رو ندارم نمیشه هرچی میخوام بگم در این همه سالی که عمر کردم نفهمیدم چی میخوام هرچی تلاش میکنم به هرچی که میخوام و میرسم هیچ عشقی واسم نداره هیچ احساس شادمانی نمیکنم و در یک جمله سخت میشه همه چیرو گفت..........................

دوستان من همیشه بجنگید همیشه تلاش کنید و به هدفتون درست فکر کنید بدانید چطور میخواهید زندگی کنید چطور میخواهید راهتون رو ادامه بدهید .............

در پایان باز هم از همه ی شما  ممنون که اومدین ............................................................

[ دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 ] [ 23:35 ] [ یه بنده خدا ]
سلام به خدا
آه آه . چرامیگم آه. آخه سبکم میکنه تمام درد های وجودمو با آه کشیدن میدم بیرون انسان بودن خیلی سخته دل بستن خیلی سخته اینکه خودتو نگه داری هیچی نگی سخته همه چیرو واسه اینکه چیزی نگی سخته .اگر میتوانستم حرف بزنم اگر مهربان بودن رو میذاشتم زیر پا خوب میشد ..........
چرا میگم مهربانی رو بذارم زیرپا اخه به هرکس مهربانی میکنم سوءاستفاده میکنه بعد یکی از بچه ها میگفت که نباید زیاد مهربانی کنی میگم بابا پس این چه دوست داشتنی میشه وقتی نتونی مهربونی کنی میگه اخه فکر میکنه حتما یه فکری داره که اینجوری مهربونی میکنه میگم بابا پس این چجور دوست داشتنی میشه که مهربونی تو کم کنی ولی در عوض یه خورده خودتو نگه داری با تشر باشی یعنی بیشتر مواقع با تشر باشی بعد کمی هم مهربون باشی میگه دخترا دوست ندارن بهشون بیش از حد خوبی و مهربونی بشه ....... واسم خیلی جالبه که واقعیت داشت البته تا حدودی ......... به حرحال شما هم اگه لطف کنید نظر بدین ممنون میشم ........ یا حق......
[ جمعه دوازدهم شهریور 1389 ] [ 18:25 ] [ یه بنده خدا ]

سلام به خدا
سلام به همه ی شما عزیزان      ...........................  
  میخواهید دراین دنیا به کجا برسید بیشتر از این نیست که بخواهید در ارامش قرار بگیرید .. ارامش شدنی نیست  .... ؟ . ولی تا دلتان میخواهد میتونید زحمت بکشید تلاش کنید واسه اینده که هیچی نداشته باشید اگرم میخواید چیزی داشته باشید در سن ۵۵ سالگی بدست می یارید پس زحمت بکشید که چیزی بدست نیارید تا میتوانید خرج کنید بخورید و بیاشامید و بگردید و اصراف کنید به خاطر اینکه در اینده ی نزدیک پیر خواهید شد .هر چند کسانی هستند که میگن در پیری هم میشه گشت و خورد و اشامید درسته که باید همیشه جوان بود ولی اخه خدایش جوانی چیزه دیگریست. 
[ پنجشنبه دهم دی 1388 ] [ 19:5 ] [ یه بنده خدا ]
سلام به خدا ....


پدر به من زندگی اموخت و مادر نه<<>>پدر به من رفتار اموخت و مادر نه 

پدر گفت چه کنم چه نکنم ولی مادر نه  <<>>  پدر گفت باید من بگم نه تو ولی مادر نه

پدر سخت گرفت ولی مادر نه<<>>دانی چرا اینها را پدر گفت ولی مادر نه 

چون صبح و عصر با پدر بودم  <<>> ولی با مادر نه 

 مادر شیرم داد و پدر نه <<>> مادر شست و خشک کرد ولی پدر نه 

 مادر نخوابی کشید تا صبح ولی پدر نه <<>>مادر قصه گفت و پدر نه 

دانی چرا مادر این گونه بود و پدر نه<<>>چون مادر مرا دنیا اورد و پدر نه  


عشقه من اینگونه است .خوشحالی من این است ... عشق است پدر و مادر  ......


[ یکشنبه یکم شهریور 1388 ] [ 18:35 ] [ یه بنده خدا ]
سلام به خدا ...  
                  دراین دنیای عجیب و غریب چه چیزایی که ما نمیبینیم .    
ادم کهنه را به که گویند ادم کهنه کیست چرا دراین دنیا ادم نیست (بلانسبت شما عزیزان) چرا گویند همه را در بر خود گیر ...                             
 شغل = بی کاری    شغل = پول     شغل =  کارگری     شغل = کار فرما      شغل = بیمه                     
روزی که بیمه شدیم و در این دنیا پا گذاشتیم کسی نبودیم حال که خود را شناختیم (در خیال ) گوییم همه چیز را برای خود خواهیم <> خواهیم کارفرمای جهان شویم ... گویند هر چه به ذهنت رسید دریق مکن بنویس <> مینویسم همچون ادم همان ادم کهنه که گوید دراین زمان گیر افتاده ام حال نمیدانم چه کنم اگر بگویم نیستم دوروغ است <> اگر گویم هستم باز هم دوروغ است <<>> چه باید کرد دراین دنیا چه کنم که هیچ وقت شدنی نیست که گویم من هستم ....                     
  اگر از خدا بیمه شده باشی همیشه همه چی داری مثلاء پول یا قدرت که بتونی همه چیزرو در دست خودت بگیری کسانی که همه چی دارن یا قدرت دارن فکر میکنن خودشون به دست اوردن ممکنه تلاش کرده باشن از همون عقلی که میگن ولی اگر خدا بیمه شون نکرده بود اینطوری نمیشدن . آخ این پول عجب چیزیه  آخ آخ قدرت انسان رو از انسان بودن میگیره .... اینا رو گفتم چونکه فقر فروشی میشه چونکه پشته چراغ قرمز ان بدبختی که داره گل میفروشه یا یه لنگ گرفته دستش که آیا یه کی رازی شه که واسش شیشه ماشینشو تمیز کنه که اونم سرش داد نزنه خوبه همه چیرو حاظره بده ولی یه جوری یه پول کمی دستشو بگیره که واسه خوانوادش بتونه کاری کرده باشه ...  بد بگین از عقل استفاده کرده بله خوب پول نداشته باشی از همون اول از قدیم تو با یه بد بختی خودتو میکشی بالا مثل بعضی از این فوتبال لیستا ...عزیزان خدا بزرگه گفته از تو حرکت از من برکت درست گفته تا زرج  نکشی گنجی وجود نداره قبول ولی بیمه ای خدا اگه پشتت نباشه ممکنه با کلاه بر داری قدرت مند بشی یا پول دار در کل بیمه ای خدا یه قدرت خواستی داره ....                                       
[ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ] [ 17:30 ] [ یه بنده خدا ]

سلام به خدا .


   خدایا دیگه هیچکس باور واسش نمونده که بخواد باور کنه همه دوست دارن یه جوری فرار کنن؟؟؟؟؟ شاعر میگه ..............گویند بهشت با حور خوشست... من میگویم که آب انگور خوشست ؟؟ نظره من اینه بیا دنیا زمین اسمان دریا جنگل رو همه رو با یه شکل دیگه ببینیم  مثلاء ارزوها رو واقعی کنیم من دارم روی کره ی زمین ورزش میکنم یا با ادم فضایی ا دارم شطرنج بازی میکنم ها خیلی باحاله زندگی همش عشقه  ناراحتی اثلاء نداره من که خیلی دارم با زندگی حال میکنم  و و و و و و  اما
ارزو به یه شکله دیگه میخوام از بدنم فاصله بگیرم میخوام روحم رو از این همه بدی ازاد کنم که دیگه بهش سخت نگذره میخوام پرواز کنم میتونی امتحان کنی روح جسم هردو واسه خودته بلدی میخواد که به فهمی چه طوری باهاش کنار بی یای اگه فهمیدی همه ای اینها بازین اون وقت که حسرت می خوری بیا با جسم و روحت اشنا بشو به هم اشنا شون کن...؟  
زندگی شروع دوباره ای است که میشود آن را با ارزوهای درونی تغییر داد حالا ارزو میکنم به این دنیا خوش امد بگویم به خاطر اینکه دراین دنیا هستم پس تلاش میکنم یکی ازاین بهترینها باشم ارزو میکنم همه را خوشحال ببینم و در اخر ارزو میکنم ارام ارام و آرام از این دنیا به دنیای بعد بروم ..... خدا همیشه بهتراین قدرت رو بهتون بده که بتوابید به درستی ازاش استفاده کنید   ........              
خدا همیشه به همراهتان .........؟؟؟؟؟                          

[ پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ] [ 14:49 ] [ یه بنده خدا ]
سلام به خدا .سلام به شما عزیزان .
         {دراین چند سال که مهمان جهانی}                                               به مردم مردمی کن تا توانی                 که روزی زیرخاک و گل بمانی                                                      {دراین دنیای فانی}   
  ای من ای تو چی کار داری می کنی وقتی نمونده که داری فکر میکنی  همه دارن میرن تو هنوز تو فکری که چه کردی چه نکردی از سرجات بلند  شو کارهای ناتمام تو تمام کن خیلی کار داری بسه چقدر می خوای بگی  چی  بودی چی هستی میخوای چی بشی عمر تمام شد وقت هم تمام  شد همه کارهای ایم که باید میکردی رو ناتمام گذاشتی فکر میکنی میمونی نه هیچ چیزو هیچ کس باقی نمونده ...به نظر من ماهی رو  هر موقه از آب  بگیری تازه س حالا بشین حسرت بخور مردم دارن میرن  فظا دارن دنیارو متحول می کنن .......


برو برو که حالا حالا مونده بنده خدا برو که دویدن مال اونی که فکرش زهنش همه تو ارامشه نه اون بابایی که داره جون میکنه بد حق خودشم بهش نمیدن برو که خیلی خوشی یا خیلی خلی ...................


ما که رفتیم ......

[ دوشنبه هشتم تیر 1388 ] [ 18:55 ] [ یه بنده خدا ]

سلام به خدا .سلام به شما عزیزان.


کجایی ای تنهایی ای عمر ای سال ای زمان انسان جفدر زمان مونده هنوز وقته استراحت نرسیده حالا حالا حا مونده نه باشه ما هم به این جنگ ادامه میدیم.مرگ .... چرا این ترس نمیزاره جرا ... پول>>>زندگی>>> پدر>>مادر>>برادر>>خواهر.....مرگ>>>خدا>>> هستی >>>و در اخر خدا....؟
صبر ...کوشش ... بکوش واسه سالم زندگی کردن واسه آرامش آوردن در زندگی زحمت می کشیم که در اخر واسه اون جیزایی که میگن ... مثال .. حساب کتاب آخرت میگن حالا .. دین.. ایمان..قران..خدا...؟                            
دنیای کاذبیه...؟                                                                          
امید وارم اصل مطلب رو گرفته باشین...     یا حق.......؟
   

[ جمعه پنجم تیر 1388 ] [ 2:55 ] [ یه بنده خدا ]
سلام به خدا. سلام به شما عزیزان.           
سلام خدا .چه خبر حتمنآ امروزم کلی نامه داشتی که پراز شکایت و درخواست و ناراحتی و نارضایتی بوده نه اه اه اه .... چه گویم که این مردم به جزء خودت کسی رو ندارن اینقدر ظلم اینقدر ناراحتی اینقدر فشارهای روحی روانی خود مردم هم فهمیدن که تو هم خسته شدی ای خدا ای مهربان من <<>>من میگم توکل به خودت همه می دانیم که توام خسته شدی فقط می گیم کمک کن با کمک این انسانها که خودت افریدی بذار این جهان هستی رو دوباره بسازیم قشنگترش کنیم . 
                                                     خدایا همه منتظرت  هستیم .                                                     

[ چهارشنبه سوم تیر 1388 ] [ 20:16 ] [ یه بنده خدا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اینروزها درگیر سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است
امکانات وب


قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگ اسکای

اخلاق اسلامی